تبليغاتX
مطمئن باش و برو × ضربه‌ات كاری بود ×





خدااااااااااااااااا  

سالام خوبین دخمل پسلا . من سه شنبه چهارشنبه پنجشنبه های هر هفته نیستم بقیشو هستم اخه میخوام دکتر بشم باید درس بخونم

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 | 2:38 بعد از ظهر | + | موضوع: |

عکس خودم  

 

فقط کلیک کنید

کلیک کنید پشیمون نمیشید

 اینم یکی دیگه

اینو ببین!!!

اینم کلیپ رقص فوق العاده خنده دار   البته تری جی پیه نظرم بدینا

 

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 | 11:49 قبل از ظهر | + | موضوع: عکس |

.......  

سلام من حمیدم دوست وحید.

وحید الان چند وقته تصادف کرده رفته تو کما من پسوردشو از تو کتاباش پیدا کردم خواهش میکنم واسش دعا کنین.

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 | 3:2 بعد از ظهر | + | موضوع: |

 

سلام به همه ی دوستان این کلبه منتظر نظراتونم

راستی یادم رفت بگم تولدم مبارک

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 | 7:21 بعد از ظهر | + | موضوع: متن |

ذله کردن معلم  

سلام دوستان فیتیله ای

تو ادامه مطلب چندتا از راه های کشتن معلمو واستون گذاشتم


ادامه مطلب ...
نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| پنجشنبه سی ام مهر 1388 | 2:35 بعد از ظهر | + | موضوع: |

منتظر  

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد
نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| شنبه بیست و پنجم مهر 1388 | 6:58 بعد از ظهر | + | موضوع: |

هی روزگار  

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| شنبه بیست و پنجم مهر 1388 | 6:33 بعد از ظهر | + | موضوع: عکس |

فیلم  

با سلام ایندفه یه کلیپه اتش گرفتن سیم های برق در ساعت ۱۲ شبو گرفتم که تو دنیا بی سابقست و فقت در ایران وجود داره اونم به خاطر زحمات شبانه روزی مسئولان عزیز کشورمونه واقعان شما خودتونو جای مردم این منطقه بزارین حتما دانلودش کنین نظرم راجبش بدین

دانلود

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 | 9:50 قبل از ظهر | + | موضوع: آهنگ و کلیپ نرم افزار |

اینم برای دوستان خارجی ای وبلاگ  

سلام خارجیا

عشق اقيانوس وسيعي است که دو ساحل رابه يکديگر پيوند مي دهد
love is wide ocean that  joins two shores            
               
 
 
زندگي بدون عشق بي معني است و خوبي بدون عشق غير ممکن

life whithout love is none sense and goodness without love is impossible
  
 

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود
love is something silent , but it can be louder than onything when it talks
 
                            
عشق آن است که همه خواسته ها را براي او آرزو کني

love is when you find yourself spending every wish on him
 
                                
عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند
love is flower that  is made to bloom by two gardeners
     
 
عشق گلي است که در زمين اعتماد مي رويد
love is like a flower which blossoms whit trust
                          
عشق يعني ترس از دست دادن تو
love is afraid of losing you
                     
 
پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد
no matter what the question is love is the answer
 
             
 
وقتي هيچ چيز جز عشق نداشته باشيد آن وقت خواهيد فهميد که عشق براي همه چيز کافيست
when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough
 
              
 
زماني که همه چيز افتاده است عشق آن چيزي است که بر پا مي ماند
love is the one thing that still stands when all else has fallen
 
                
عشق مثل هوايي است که استشمام مي کنيم آن را نمي بينيم اما هميشه احساس و مصرفش مي کنيم و بدون ان خواهيم مرد
love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it
          
 
عشق فراموش کردن خود در وجود کسي است که هميشه و در همه حال شما را به ياد دارد
love is totally forgetting yourself to someone that is always remembering you at all times 

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| دوشنبه سیزدهم مهر 1388 | 7:40 بعد از ظهر | + | موضوع: عکس |

مرگم  

وقتی که ......

 

مرا در قبر سیاهی بگذارید تا همه بدانند در سیاهی ترین تاریکی ها جان باخته ام.

 

هر گاه در جای قبر من تردید داشتید قطعه سنگی را از کوه بغلتانید هر جا آرام

 

 گرفت بدانید آنجا قبر من است.

 

دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند به آنچه خواستم نرسیدم.

 

چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند تا آخرین لحظه چشم انتظار مانده ام.

 

موهایم را پریشان بگذارید تا همه بدانند در این دنیا هیچ امید و آرزویی نداشتم.

 

بوته گلی وحشی در تابوتم بگذارید تا به جای معشوقم همراهم باشد.

 

تکه یخی روی قلبم بگذارید تا با تابش آفتاب،آب شود و به جای عزیزم برایم بگرید.

 

به یادم باش.....

 

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي

 هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي

براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو:

یادت بخیر.....

فاصله ها تلخترین خاطره هاست .

فاصله بین من وتو ازاینجا تاآسموناست

 خیلی عزیزی واسه من،اما زمونه بی وفاست 

       برای این در به دری تو بهترین گواهمی

 

                  دروغ نگو که می دونم تویی که چشم به راهمی
 
                       قسم نخور که روزگار به کام ما دوتا نبود

                            به هرکه عاشقه بگو غم که یکی دوتا نبود
 
                                 بگو که تا وقتی که زنده ام نگاه تو سهمه منه

                                        هرجای دنیا که باشی دلم واست پرمیزنه

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| دوشنبه سیزدهم مهر 1388 | 7:28 بعد از ظهر | + | موضوع: |

جدایی  

 

 

 

درست یک روز است که

همدیگر را ترک کرده ایم

ولی بی تو لحظه ها آنقدر دیر میگذرند

که میخواهم فردا ...

سالگرد جداییمان را جشن بگیرم!!!

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| دوشنبه سیزدهم مهر 1388 | 7:27 بعد از ظهر | + | موضوع: متن |

غفلت...  

غفلت...

امشب به قصه دل من گوش مي كني

 

فردا مرا چو قصه فراموش مي كني

 

 

 

دوستي شاخه گلی است كه به يك غفلت خواهد پژمرد

 

 كاش مي شد غفلت نكنيم...

 

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| دوشنبه سیزدهم مهر 1388 | 7:22 بعد از ظهر | + | موضوع: عکس |

دست نوشته  

یک نصیحت:مواظب خودت باش!

یک خواهش: اصلاً عوض نشو!

یک آرزو: فراموشم نکن!

یک دروغ: تورو دوست ندارم!!،

یک حقیقت: دلم برات تنگ شده

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| دوشنبه سیزدهم مهر 1388 | 7:15 بعد از ظهر | + | موضوع: |

نظر بدین لطفا  

میدونی هر کی تو این دنیا رسالتی داره. رسالت من انگار رفتن و رفتنه

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| دوشنبه سیزدهم مهر 1388 | 3:50 بعد از ظهر | + | موضوع: |

شاید  

شاید بیایم، فردا ولی نه!

شاید که بی یار، تنها ولی نه!

شاید که خسته، بی یار و یاور

شاید کمی دیر، چشمم کمی تر

شاید نمانم، حتی به یک دم

شاید بمیرم، تنها به یک غم

شاید نباشم، فردا بیایی

شاید نماند، جز من صدایی

شاید نبودم، حتی به دیروز

شاید نبودی، در خاطر روز

شاید که اینجا، دنیا نبوده

شاید که شادی، تنها نبوده

شاید غم دل، یک حقه بازیست

شاید دل ما، در بی‌نیازیست

شاید که این شک، آغاز راه است

شاید که اینجا، بی نور ماه است….

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| دوشنبه سیزدهم مهر 1388 | 3:33 بعد از ظهر | + | موضوع: متن |

دلیل  

گفتم : ”دوست داشتن دل می‌خواد نه دلیل”

گفتی : “ولی من به خیلی دلیلا دوست دارم!”

حالا  تو دلیل نداری من دل

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| دوشنبه سیزدهم مهر 1388 | 3:23 بعد از ظهر | + | موضوع: |

چی بگم  

چه بگویم یاران؟

باز هم دلتنگم

از برای دلدار

باز هم غمگینم

باز هم گریانم

چه بگویم یاران؟

باز تنهایی و غم

باز دوری و ملال

باز تنهایی و ترس…

ترس از تنهایی!

چه بگویم یاران؟

من دلم می‌خواهد

تک و تنها بنیشنم اینجا

چشم‌هایم بسته، آغوشم باز

یار آید به برم بنشیند

و به جز یار و من و عشق همه بگریزند

چه خیال خامی

چه سبکسر شده‌ام می‌دانم

ولی آخر چه کنم؟

من دلم می‌خواهد!

پ.ن: در حالت خواب آلودگی نوشتم توجه نکنید[چشمک]

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| دوشنبه سیزدهم مهر 1388 | 3:20 بعد از ظهر | + | موضوع: متن |

هرچی که بود به پای من  

«هرکی اومد تو زندگیم می‌بردمش تا آسمون

امروز می‌شد رفیق راه  فردا واسم بلای جون

نمیشه قلب عاشقو به دست هرکسی سپرد

نمی دونم بد میاورد یا چوب سادگیشو خورد

هرچی که به سرم اومد تقصیر هیچ کسی نبود

هرچی که بود پای خودم تو قصه هام کسی نبود

هیچ‌کسی عاشقم نشد هیچ‌کی سراغم نیومد

جواب کار خودمه هر چی بلا سرم اومد

تقصیر هیچ‌کسی نبود هرچی که بود به پای من…»

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| دوشنبه سیزدهم مهر 1388 | 3:14 بعد از ظهر | + | موضوع: |

رفیق  

کیست آن کسی که او را دوست خود بگیرم ؟

رفیق و مونس و همدم و هم سخن من کیست ؟

آنکه بار تنهایی را از دوشم بردارد ،

آنکه گوشه ها و زوایای تاریک زندگیم راروشن کند .

آنکه راه پر ملال و گاه پر خطر  زندگی

را با او طی طریق کنم ؟

بسیار کسان بر سر راهم قرار می گیرند .

من رازهای درونم را در لفافه کلمات

به دیگران باز می گویم .

و در پی این هم سخنی ،

            و بعد از زمانی ، گاه کوتاه ،

    و گاه بلند به اندازه یک عمر تازه به خود می آیم که :

                 وه چه خام خیال بوده ام

            که فلانی را دوست خود گرفته ام

"ای وای بر من ، کاش فلان شخص را دوست خود انتخاب نکرده بودم" سوره فرقان : 28

هم آنانی را که از لابلای نوشته هایشان دوست و گاه معلم خود گرفته ام .

و آنانی که از لابلای هزاران تصویر ، نوشته ، مجله ، فیلم و ... دوست خود پنداشته ام .

می دانید هر گاه به پشت سرم ، به عمر گذشته ام نگاه می کنم ، خیلی چیزها را تأثیر گذارنده بر خودم می بینم .

اما اینکه حیاتی ترین تصمیمات عمرم ،

            اصلی ترین خطوط زندگیم ،

و گذران بی بازگشت سیلان وار عمرم را ،

بیشتر از همه تحت تأثیر چه چیزی گذرانده ام

                   و یا بهتر بگویم از کف داده ام ،

           یک کلمه بیشتر نیست – رفیق .

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| دوشنبه سیزدهم مهر 1388 | 2:57 بعد از ظهر | + | موضوع: |

سفر...  

در انتهای هر سفر
در آینه
دار و ندار خویش را مرور می کنم
این خاک تیره این زمین
پاپوش پای خسته ام
این سقف کوتاه آسمان
سرپوش چشم بسته ام
اما خدای دل
در آخرین سفر
در آینه به جز دو بیکرانه ی کران
به جز زمین و آسمان
چیزی نمانده است

 

گم گشته ام، کجا

ندیده ای مرا ؟ ...

 

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| دوشنبه سیزدهم مهر 1388 | 2:55 بعد از ظهر | + | موضوع: متن |

مطمئن باش و برو × ضربه‌ات كاری بود ×  

مطمئن باش و برو

ضربه‌ات كاری بود

دل من سخت شكست

و چه زشت

به من و سادگی‌ام خندیدی

به من و عشقی پاك

كه پر از یاد تو بود

و خیالم می‌گفت تا ابد مال تو بود

تو برو، برو تا راحتتر

تكه‌های دل خود را آرام سر هم بند زنم

مطمئن باش و برو

ضربه‌ات كاری بود

دل من سخت شكست

و چه زشت

به من و سادگی‌ام خندیدی

به من و عشقی پاك

كه پر از یاد تو بود

و خیالم می‌گفت تا ابد مال تو بود

تو برو، برو تا راحتتر

تكه‌های دل خود را آرام سر هم بند زنم

 

 

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| دوشنبه سیزدهم مهر 1388 | 2:52 بعد از ظهر | + | موضوع: متن |

دانلود نرم افزار  

نرم افزار روابط دختر و پسر

برای موبایل

دانلود کنید

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 | 12:6 بعد از ظهر | + | موضوع: آهنگ و کلیپ نرم افزار |

تحقیق درس آمار  

تحقیق درس آمار برای دانش آموزان سال سوم تجربی و دوم ریاضی و انسانی در مورد طلاق 
نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 | 6:35 بعد از ظهر | + | موضوع: متن |

مناجات یک دختر زشت  

 
مناجات یک دختر زشت

خدایا ! بشکن این آینه ها را

که من از دیدن آینه سیرم

مرا روی خوشی از زندگی نیست

ولی از زنده ماندن ناگزیرم

*

از آنروزیکه دانستم سخن چیست

 

بقیش در ادامه مطلب

مناجات یک دختر زشت در ادامه مطلب


ادامه مطلب ...
نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 | 1:37 بعد از ظهر | + | موضوع: متن |

دانستن قرآن و شان نزول آن  

دانستن قرآن و شان نزول آن

برین تو ادامه مطلب.

یه نظر کوچولو بدین.


ادامه مطلب ...
نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| جمعه چهارم اردیبهشت 1388 | 12:18 بعد از ظهر | + | موضوع: متن |

اس ام اس  

بازم اس ام اس

نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 | 2:11 بعد از ظهر | + | موضوع: متن |

لیلا اوتادی  


ادامه مطلب ...
نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| پنجشنبه بیستم فروردین 1388 | 2:7 بعد از ظهر | + | موضوع: عکس |

اخر  

نظرم بدینتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
نوشته ای از یك عاشق به نام :وحید| چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1380 | 6:29 بعد از ظهر | + | موضوع: |